لباس نامه...
-نمیدونم چی شد که چادر گلدار از مد افتاد؟...همون چادر نمازهای خنک و گل گلی که خانومها از پیر و جوون باکلاس و بیکلاس سرشون میکردند...وای من عاشق اون چادرام...حالا نه واسه اینکه سرکار بپوشم یا مثلا از خونه تا میدون هفت تیر چادر گلدار سرم کنم و گوشه اش رو با دندون نگه دارم،نه!...ولی همینکه تا دم در میری یا میخوای بری سوپر سر کوچه خرید کنی،چیه هی مانتو روسری بپوشی و کفش پاشنه دار بپوشی!...من دلم میخواد دوباره اون چادرا مد بشه...من یه خوشگلش رو از مشهد خریدم...فکر کن چادر مشکی با گلهای زرد و سبز کوچولو،انقدرم دوستش دارم که نگو...هر چند وقت یه بارم تو خونه سرم میکنم و تو آینه ذوقش رو میکنم...
-غیر از اون چادرها من عاشق اینم که زیرمانتوم دامن بپوشم...قبلنا هم میپوشیدم اما تازگیها نه!!...فقط تا خونه مامانم که نزدیکه میخوام برم دامن میپوشم و صندلم رو میندازم نوک پام و دلی دلی کنون میرم...و با این تیپم هم کلی حال میکنم...
-لباس رسمی جای خودش رو داره...لباس راحتی جای خودش و لباس اسپورت هم جای خودش...تو ساحل رو اون شنها خانومه با کفش پاشنه ده سانتی اومده قدم میزنه...حالا نمیگم طرف دمپایی و صندل مارکدار خدا تومنی بپوشه ولی دمپایی پلاستیک نیکتا که تو هر خونه ای هست!!بپوش راحت تو ساحل قدم بزن...یا میری کوه میبینی با کفش پاشنه دار و مانتوی تور دار اومده کوهنوردی!!...برعکس میری عروسی میبینی یه خانوم سی و چند ساله با تاپ ودامن اسپرت رفته روی سن و هی قرم میریزه...باربی جون درسته که تازه وزن کم کردی و میخوای همه بفهمند ولی لباس اسپرت مال مهمونیای خودمونیه...
-من نمیدونم همه ملت باربیند؟؟...چرا من یه لباس خوشگل که نچسبه به تنم پیدا نمیکنم؟...همه فروشنده ها هم میگن اینا جذبه!!...آخه لباس جذب واسه کسی خوبه که اندامش مثل باربی باشه...نمیشه که لایه های گوشت و چربی رو انداخت تو لباس تنگ...خداییش چند درصد خانومها اضافه وزن ندارند؟حالا از سه چهار کیلو بگیر تا سی چهل کیلو!!...خوب بابا جون لباس غیر جذب!! خوشگل هم اختراع!! کنید دیگه...تمام لباسهای غیر جذب!! موجود در بازار هم از این رنگهای تیره با گلهای درشته که مال عهد شاه وزوزکه...پس این خانومهای غیر باربی شیک و چیتان پیتان چکار کنند؟؟

یکی بود یکی نبود