عشق من،منو صدا کن...
عشق من،منو صدا کن...منو از خودم رها کن... تو اجاق مرده ی دل،آتشی تازه به پا کن...تو منو از نو بنا کن...عشق من منو صدا کن،قصه مو بی انتها کن...روبروت آیینه بگذار،ابدیتی بنا کن... عشق من، منو صدا کن...قصه ی نگفته ام من،تو بیا روایتم کن...عشق من مرمتم کن،از عذابم راحتم کن...ای صدای تو نهایت،راهی نهایتم کن... عشق من،منو صدا کن...تو منو از نو بنا کن،رهسپار قصه ها کن...تو به خاکستر نگاه کن،آتشی تازه به پا کن..ای بهارم انتظارم،من زمین بی بهارم،شوره زار انتظارم...شوره زارم،انتظارم...چهره ی شکسته دارم،روح وجسم خسته دارم،به در ویرانه ی دل بغض قفل بسته دارم...عشق من،منو صدا کن... منو از خودم رها کن... تو اجاق مرده ی دل، آتشی تازه به پا کن...تو منو از نو بنا کن...عشق من، منو صدا کن...قصه مو بی انتها کن...روبروت آیینه بگذار،ابدیتی بنا کن... عشق من،منو صدا کن...
گاهی یه ترانه تو رو تا اوج میبره...انقدر که فکر میکنی این خود خود قلب توئه که داره میخونه...گلچین آهنگهای قدیمی م ع ی ن رو دارم گوش میکنم و بیشتر این آهنگ...این آهنگ انقدر به من و دلم نزدیکه که انگار قلبم داره از تو سینه فریادش میزنه...
جمله هایی که بولدشون کردم دقیقا با دونه دونه سلولهام حسشون میکنم...
لازمه که بگم حالم خوب نیست؟...و اصلا هم نمیدونم چرا؟؟...
کاشکی یکی بود تا بهم بگه:من باهاتم...خاک پاتم...مثل ماتم تو صداتم...من رفیق گریه هاتم...
یکی بود یکی نبود