بیربطیات!! نازی

-دلم یه سنگ صبور میخواد...از اونایی که گل خندون دردشو بهش میگفت...از اونایی که بهشون بگی یا تو بترک یا من میترکم...دلم ترکید...
-فردا دعوتم به یه مهمونی...نمیرم...از دست نیش زبون یکی از مهمونها...مسلمون واقعی کسیه که مردم از دست و زبانش در آسایش باشن...
-مادرت فدای اون دست و پای بلوریت سوسکک من...آخ که تو نمیدونی اون زیر گلوت چه خوشمزه است و کندن لپات چه مزه ای داره و بوی تنت با مامان عاشقت چه ها که نمیکنه؟؟...

مادرانه 8

-کی راه میری پسر؟؟...کی اولین گامهای محکمت رو روی زمین میذاری؟...من منتظرم پسرکم...خسته...منتظر و امیدوار...