یه روز شاده یه روز غم...یه روز زیاده یه روز کم...
-همیشه بعد از هر تنشی یه دوره یکی دو هفته ای نقاهت رو میگذرونم...سیستم بدنم میریزه بهم و سردرد و معده درد و دردهای عصبی کتف و شونه...تو دوره نقاهت ژیژو جان خیلی مهربون میشه و دنیا به کامه...و این جسم منه که روز به روز فرسوده تر میشه...ژیژو رو دوست دارم...نه همیشه...ولی خوب در اکثر مواقع دوستش دارم...ولی ما از جنس هم نیستیم...کاریه که شده و نمیشه درستش کرد...مجبورم بسازم...دلایل موجهی هست که اینجا جای طرحش نیست...من هم مثل خیلیها تحمل میکنم...و به این دل خوشم که ژیژو واقعا از خیلی مردها بهتره...
یکی بود یکی نبود