من خشمان!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خشم اژدها که میگن یه لحظه از حال و روز امروزمه!خدایا با یه اتفاق کوچولوی خوب حالمو خوب کن که دارم میترکم! دو تا قرص آرامبخش٬یه چایی تو لیوان موشدارم با دو تا خرما٬کاناپه جلو تلویزیون و بالش نرمه خوشگل خودمو میخوام!
خدایا میدونم خیلی بد و احمق و مغرور و خودخواهم ولی لطفا وقتی عصر میرم خونه اونا رفته باشند!![]()
در ضمن خدا جونم تمام اون حرفای جمله قبلیمو قبول دارم ولی بازم لطفا یه کاری کن اون یکیا هم نیان خونمون!لطفا!![]()
سابقه مهمون دوستی بنده رو که دارید!!!این برگ زرینم به این سابقه درخشان بنده اضافه فرمائید!
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت توسط نازنین بانو
|
یکی بود یکی نبود