مثل اینکه تو پست قبلی یه کم زیادی این مده رو ساحل خاطر نازنینتون اثر گذاشت!منو ببخشید.من از همه دوستای ندیده ام ممنونم که انقدر ماه و گلند و برای بالا و پائین شدن و غلیان احساسات من ارزش قائل شدند.
چیزی نیست، نه قلب یا کریم پشت پنجره آشپزخونمون تندتر میزنه نه ابرهای تیره بالای توچال رو خورشید شادیهای بی دلیلم سایه میندازه!هر چی بود یه درددل کوچولو بود. من خوبم،خیلی قویتر از اینام که کم بیارم!زندگی هم اونجورا که به خیلیا سخت میگیره واسم سخت نیست!گاهی اوقات دلم میگیره،مشکلات کوچولو به نظرم یه کوه بزرگ میان!بعد یه چند خط مینویسم وگریه مختصری هم حین نوشتن میکنم،بعد همه چی یادم میره میشم همون نازی خانوم!!!همیشه!

اگرم دلم نینی میخواد با اینکه ندارمش ولی انقدر دوستش دارم و عاشقشم که اگه بدونم بدبخت میشه به این دنیا نیارمش!
تو این دنیا انقدر چیزای خوب هست که آدم از زندگیش لذت ببره که حد نداره!
نوشته های همتونو خوندم و راجع بهشون فکر کردم همتون ماهید به خدا! ممنون از دوستی همتون،ممنون!