اسم نامه!
روز اولی که این وبلاگو درست کردم میخواستم توی این وبلاگ ماجراهای خودم و ژیژو رو با نامهای آدی و بودی بنویسم!
آدی و بودی اسم دو شخصیت داستانی هستند که در ادبیات ترکی از قدیمها داستانهای زیادی راجع بهشون هست که من تا حالا نشنیدم ولی پدر من از مادرش شنیده بوده!
ولی این آقای پدر هر روز و هر شب داستانهایی رو خودش اختراع می فرمود
که راجع به دو تا برادر و گاهی یه خواهر و برادر بنامهای آدی و بودی بود٬
و با این داستانها سربنده رو گرم میفرمودند!
و البته من بعدها فهمیدم که این آدی و بودی تو داستانهای اصلی گویا زن و شوهر بودند!!!!
بنده هم ازاونجائی که خیلی خوش ذوقم
اسم وبلاگو گذاشتم آدی بودی که هم قهرمانهای داستانش به همین نام باشند و هم اینکه منظورم بیشتر معنی دوم این اسم بود که آدی بودی بدون((و)) وسط این دو اسم به زبان پدری بنده (ترکی) میشه:اسمش اینه!
بعد از نوشتن وبلاگ دیدم اصلا حال و حوصله داستان نویسی ندارم و این وبلاگ بیشتر شده یه خلوت آروم واسه بیان احساساتم!
از اونجایی که من یه روز خیلی ناراحتم فرداش خیلی خوشحال!
دیدم احساساتم بیشتر شبیه جزر و مد یه دریاست!
پس تصمیم گرفتم اسم اینجا رو بذارم جزر و مد احساسات من و آدرسشم بشه همون اسمش اینه!
-بیربط:
چند روزیه دارم از دست درد میمیرم و بیشترشم بخاطر کار با کامپیوتره چون من تمام روز که با کامپیوتر کار میکنم شبا هم تو خونه دائم در حال کلیک کردن ماوسم!
حالا که دست درد امونمو بریده بازم دست برنمیدارم!
یکی بود یکی نبود