یک عاشقانه آرام1...
-مهم نیست کجایی...هر جا که باشی اینجایی...کنار من...همه جا حست میکنم...چه بی بهانه دوستت دارم...مهم نیست کجایی...هر جا که باشی...من اینجا کنار خودم حست میکنم...روزم با تو آفتابی و گرمه...مثل گرمای آفتاب یه بعد از ظهر آذر ماه...روزی که هواشناسی برفی پیش بینی کرده باشه و آفتاب با تمام وجودش بخواد به تمام پیش بینیها دهن کجی بکنه...
-وقتی در اون اتاق لعنتی بازه...یه آرامش دیگه ای دارم...این یعنی تو هستی و همه چی مرتبه...یه لبخند کوچولوی بی دلیل میاد و میشینه کنج لبم...هیچکسم نمیتونه این خنده کوچولو رو مجبور کنه که پاشه و از کنج لبم بره جای دیگه...هیچکس نمیتونه...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ ساعت توسط نازنین بانو
|
یکی بود یکی نبود