من یه زن ساده و معمولیم...نه خیلی سخت گیر، نه از اون دسته آدمهایی که مدام برای دیگران داستان میسازند...اما رفتار تو وزغ تو کتم نمیره...گیرم که یکی دو سالی بخاطر شغل پدرت یا هر چیز دیگه ای خارج!! بودی... فکر میکنی تو اون دو سال خیلی اروپایی شدی؟...مدام تو زندگی همه سرک میکشی...هر جا یه اختلاف خانوادگی هست یا یه زوج از هم جدا میشند رد پای لجنی تو رو میشه دید...با اون رفتارهای مهوعت...با اون خرج کردنات برای این و اون...راستی چرا ازدواج نمیکنی؟؟...نگو موقعیتش پیش نیومده که من یکی باورم نمیشه...چند نفر از خواستگارات رو که همگی آدمای موجهی هم بودند خودم میشناسم...خودتم خوب میدونی که نمیخوای محدود بشی...تا کی؟؟...فکرش رو کردی؟؟...تا کی میتونی بری تو زندگی مردم و روز و شبت رو با کلاسها و کتابهای اعتماد به نفس و عزت نفس و انرژی درمانی بگذرونی؟؟ ...اعتماد به نفس یعنی رفتن تو زندگی مردم؟؟...عزت نفس یعنی گند زدن به زندگی خانوادگی بقیه؟؟...انرژی مثبت میفرستی واسه کسانی که باید انرژی مثبتشون رو از زنهای بدبختشون بگیرند؟؟...چند تا؟؟...تا کی؟؟...وزغ عزیز تا کجا اشتها داری؟؟...چه ماسک قشنگی هم به چهره ات هست؟؟...قیافه ات رو نمیگم که دیگه واقعا به قول قدیمیا از قیافه برگشته،اون ماسک فرشته رو میگم که به صورتت زدی...هر وقت یکی از زندگیش ناراحته نقش مشاور رو براش بازی میکنی...همش حق رو به اون میدی تا مثل یه پشه سرگردون دور و برت بپره...از در دوستی و دلسوزی وارد میشی...واسشون چایی و قهوه هم میزنی...واسشون کیک و شیرینی میاری...غذا میپزی...بعد که پشه احمق حسابی بهت اعتماد کرد...اون زبون دراز و چسبناکت رو دورش حلقه میکنی و هولوف میکشیش تو اون شکم سیری ناپذیرت...به پیر و جوون هم رحم نمیکنی...همه اینا سر جای خودش...چرا وانمود میکنی که رفتارت اروپاییه؟؟...یعنی این با کلاسیه؟؟...گیرم که رفتارهای تهوع آورت رو میذاری به حساب باکلاسی!!و راحت بودنت با همه و اروپایی!!بودن، اسم خاله زنکی هات و بدگوییت از من و دیگرون رو چی میذاری؟...اسم حسادتت به زندگیهای خوب مردم رو چی میذاری؟؟...اسم دروغگوییها و خبرچینیهات رو چی میذاری؟؟...خوب ما که اروپا ندیده ایم!! تو فکر کن باور کردیم... اون قورباغه قلمبه بغل دستیتم با همون ماسک فرشته بودن!!و باکلاسی گول زدی؟؟...قورباغه قلمبه بیچاره از دیدن تو بدجوری جوگیر شده...زیاد به قورقور الکیش نگاه نکن...همون قورباغه باور میکنه که تو یه وزغ اروپایی!! هستی...موفق باشید...هم تو هم اون قورباغه جوگیر که زندگیش رو گذاشته کنار و تو مرداب تو داره قور قور میکنه...پشه ها هم حقشونه...چرا تو هیچوقت نتونستی زنبور و پروانه شکار کنی؟؟...خوب شاید چون اونا باندازه پشه ها احمق نیستند...