-باورم کن...عاشقم من...منو ببخش...پشیمونم...ندونستم بری دیوونه میشم...ترکم نکن...تنهام نذار...دلم میخواد واسه یکبار بگم خیلی دوست دارم... 
این آهنگ داره دیوونم میکنه و نمیدونم کی خوندش؟؟
-چه دنیای عجیبیه...نه؟؟...یادته چقدر شعر این آهنگ گ و گ و ش رو بلند میخوندی تا بشنوم...غریب آشنا دوستت دارم،بیا!...من دوستت نداشتم...کسی رو دوست داشتم که دوستم نداشت...دوستت نداشتم...ازت بدمم میومد...وقتی میدیدمت یاد یه کلاغ کوچولو میافتادم...اینکه دوستم داشتی اذیتم میکرد...پسر خوبی بودی اما دوستت نداشتم...دنیای عجیبیه...عجیب...کی فکرشو میکرد کلاغ کوچولوی غریب آشنا بره انگلستان و دکتراشو بگیره؟؟...کی فکرشو میکرد؟؟...میدونی من موقع شستن ظرفها یا گردگیری یا حتی درست کردن پیازداغ با صدایی شبیه یه جوجه کلاغ میخونم:غریب آشنا دوستت دارم بیا...من دکترا ندارم...من به اونی که اونروزا دوستش داشتم نرسیدم...مرد خوبی هستی...اما هنوزم دوستت ندارم...و اصلا پشیمون نیستم...خوشبخت باشی کلاغ جوون...
-من متنفرم از این نیمه آخر اسفند که انقدر تند تند و هول هولکی میگذره...من متنفرم از خونه تکونی...متنفرم...
-سبزه امسالمم مثل پارسالیه...یکی از این عروسکایی که موهاشون فشنه!!و قیافشون خیلی احمقه...دوستش دارم...
-چرا من خوابم نمیبره؟؟...سه ساعت دیگه باید پاشم حاضر شم برم سر کار...فکر کنم نخوابم سنگین ترم...