تبليغاتX
جزر و مد احساسات من
 ...

-وقتی که نبودنت دیوونه ام میکنه...وقتی که اومدنت دلم رو شاد میکنه...وقتی که نیستی و انگاری یه چیزی کمه...وقتی که میایی و من بی دلیل میخندم...وقتی همه چیز انقدر قشنگه...دلم یهو هری میریزه پایین...حالا حالاها با من باشید روزهای خوب...من به شماها نیاز دارم...حتی اگه از صبح تا شب بارون بباره... و هوا سرد و دلگیر باشه... و من خیس بشم و موهام مثل کچلها بچسبه کف سرم و پاچه های شلوارم پر گلهای نقطه نقطه بشه و من هر روز این جین سنگین رو بشورم...بازم میارزه که این روزها باشن و من باشم و این حال خوب...
-امروز بعد از اون حال بد صبحم تنها چیزی که میتونست حالم رو خوب کنه اومدنت بود و حرفهات و اون خداحافظی آخرش...ممنون...ممنون که هستی...
-و راستی اینو میدونستید که نازنین بانو یه مهمون داره؟؟...مهمونی که فعلا مهمون نازنین بانوئه و تا چند وقت دیگه میشه صاحبخونه نازنین بانو؟؟...  

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388