|
فرشته
همیشه وقتی خیلی تنهایی٬خیلی بی کسی٬از زمین و زمان دلت گرفته٬خدا یکی از فرشته هاشو میفرسته رو زمین دور و بر تو! تو فرشته منی!هرچند شاید خودتم ندونی! من امروز شکل شعرم، خود ترانه! اين حس اين حس عزيز به خود خدا که از عشق هم قشنگتره! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 بازی ترس
چقدر حرف نگفته دارم.و چقدر سرشارم از احساس گفتن! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 کتاب شعر
امشب یه کتابی دستم رسید(قلبم شکل زنی ست که می تپد.) چند تا نوشته اش واسم جالب بود٬منو برد اون دورا نمیدونم نمیدونم چند سال پیش! نازنینم! چه مفت از دست رفتی!! بخاطر مترسکی که در باغ زندگی ات وارد شد. هرگز رفتنت را باور نکرده ام! مگر روزی که برگردی! نگاهت را از من دریغ مدار! میخواهم عاشق بمانم! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 ابرها همیشه جلوی ستاره ها رو میگیرند! این کامنتیه که واسه آدم برفی گذاشتم٬دچار خودشیفتگی شدم و خیلی از جمله ام خوشم اومد اینجا هم نوشتمش!! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 بازی آرزوها
من از طرف نازنین نازنین به بازی آرزوها دعوت شدم!اول از آرزوهای دست یافتنی و یا شاید معقولم واستون بگم! من یه آرزوی احمقانه هم دارم که یکی زودتر از من این آرزو و داستان منو فیلمش کرده:فیلم ((کوچ کوچ هوتاهه))یه فیلم هندیه که من حدود ۲۰ باری نگاه کردم و هر دفعه بلندتر از قبل با این فیلمه گریه کردم!دقیقا تا وسط این فیلم درست مثل زندگی منه فقط آخرش...!همون بهتر چون من راضی به مرگ کسی نیستم و حوصله یه عمر عذاب وجدانم نداشته و ندارم!ولی هنوزم یه وقتایی که میرم تو رویا میگم که بد نمیشد مرگه اون یکی دختره نبود ولی فیلم منم هپی اند!!! میشد!!! حالا هر کی میخواد بیاد و بهم بخنده!بیاد و بهم بگه که خیلی چیپم!قبول!من با این فیلم خیلی حال میکنم همین! هرکس اسمش تو لیست پیوندها هست و قبلا دعوت نشده،از طرف من دعوت! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 شکوائیه
خدا جون چقدر بارون! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 عروسکت
آروم میشینم کنارش!موهای فرفریشو میدم پشت گوشش!دستامو باز میکنم و انگشتامو آروم تکون میدم٬دستاشو با ناز باز میکنه و دولا میشه طرفم!
من که خیلی وقته از تو و عشقم گذشتم!من که ادعا میکنم دوستت نداشتم و اینا همش خیالات یه دختر رویایی بوده!پس چرا وقتی عروسکت مامان صدام کرد قلبم یه جا هری ریخت پایین؟!چرا دلم خواست مامانش بودم؟!چرا؟
بالاترین خوشبختی واسه من دیدن خوشبختی توئه٬من خوشبختم مگه نه؟! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 محض اطلاع
۱-اونا رفته بودند!!!
۲-اون یکیا اومدند و رفتند!!! آخ جون آهنگم برگشت!!یه چند وقتی آهنگ وبلاگم گم شده بود امروز دیدم خودش برگشته!!!! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 من خشمان!
سابقه مهمون دوستی بنده رو که دارید!!!این برگ زرینم به این سابقه درخشان بنده اضافه فرمائید! |+| نوشته شده توسط نازنین بانو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 |
|

