تبليغاتX
جزر و مد احساسات من
 تولدت مبارک آدم برفی!

این یه پست جدید نیست!این یه تولد وبلاگیه واسه یه دوست وبلاگی!یکی از اولین دوستای وبلاگی و یکی از بهترینها!

آدم برفی عزیز تولدت مبارک! 

آدم برفی عزیز ربع قرن از تابش آفتاب گرم شدی و آب نشدی٬ امیدوارم یک قرن دلت خونه خورشید باشه و سلامت بمونی!

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386   
 

دوست عزیز!
تو که دائم داری پز دارائی شوهرتو بهم میدی!تو که با مدرک شندرپندری یه دانشگاه درپیت تو یه ده کوره ادعای مهندسیت میشه و دو تای من حقوق میگیری!آره با توام!با تو که از فرط تنهائی و سادگی باهات انقدر اخت شدم که پیشت درد دل کردم!آره عزیزم من دوستت دارم و از دستت ناراحت میشم!
ناراحت میشم وقتی میبینم من انقد نگران تو و نینی توام اونوقت تو دائم داری به من پز میدی!ناراحت میشم وقتی دائم بهم میگی که اون اضافه حقوقی رو که واسش اینهمه دارم کلاس میرم و سگ دو میزنم بهم نمیدن!اصلا من نمیتونم اون حکمو بگیرم به تو چه؟؟؟تو چرا رو اعصابم میری؟چقدر تحملت کنم؟
یادته اون روز  لنگه لباسمو خریدی و گفتی ناراحت نمیشی؟ نه نمیشدم! نمیشدم اگه تو اون لباسو درست تو همون مهمونی که قرار بود من لباسمو بپوشم نمیپوشیدی!ناراحت نمیشدم اگه هر روز بهم یادآوری نکنی که من تا رسیدن به اون ترفیع کوفتی خیلی سال دیگه باید سگ دو بزنم!آره عزیزم من خیلی وقته فهمیدم که زرنگی خیلی بیشتر از شاگرد اولی و گرفتن مدرک از یه دانشگاه خوب به درد میخوره و خدا رو شکر تو هم زرنگی!
پس ولم کن! اون اضافه حقوقم مفت چنگت و نوش جونت!بخور و منو راحت بذار!


نمیدونم من بیچاره چه گناهی کردم که هر جا میرم میشم مدل لباس ملت!حالا نه که خیلی خوش تیپ باشم یا لباسای آنچنانی بپوشم ها!نه!
حالا یه موردی مثل اون دوستی که بالا دل پرمو از دستش خالی کردم باز دوستمه و حرصم نمیگیره!ولی این یکی دیگه اوج پرروئیه که طرف به ظاهر ازمن خوشش نمیاد و پشت چشم واسم نازک میکنه اونوقت من بدبخت هر چی بخرم و بپوشم دو روز بعدش تن اینه!
بعدم با پرروئی میگه اینو داشتم...!!!!و تازه یه وقتا با یه قمیش خاصی میگه:خانم فلانی اون کفشت که مثل کفش منه مثلا....!
آخه مگه خودتون سلیقه ندارید بابا!مگه هر چی من بپوشم به شما هم همون جوریه؟
یه چیز بامزه اینکه همین خانم عکس عقد و عروسی منو که چند سال پیش بوده دیده وقتی عکس عروسیشو دیدم داشتم از خنده میترکیدم٬مدل موهای عقد من با مدل لباس عروسیم! با این تفاوت که طرف رفته واسه آرایشگره و خیاطه مدل داده و هر دو به طرز جالبی واسش گند زده بودند...!آخه بابا مدل مو و لباسم الان کمکی از مد افتاده اگه خودم الان میخواستم عروس بشم حتما یکی ازین مدلای جدید انتخاب میکردم...!من اگر جای اون بودم اون شکلی میشدم خودمو میکشتم تازه ذوقم میکنه و عکسشم پررو پررو نشونم میده!!!

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386   
 

سرم پر از چيزاييه که ميخوام بنويسمشون اما هيچ اشتياق و عطشی در وجودم نيست!شايد رخوت بهاريه يا شايد کسالت اون بخشی از وجودم که روح مينامندش!

در دور روزها گرفتار شدم هر روز مثل روز پيش٬ هر روز سکون!نه پيشرفت کاری نه مالی ونه روحی!خيلی بيشتر از گذشته کار ميکنم ولی اثری از پيشرفت نيست!


راستي همکار عزيز هم کماکان به عطرافشانی و نوازش شامه بنده سرگرمند و مدام هم افاضات ميفرمايند که بنده صد البته گوشی به ايشان نميدهم!خيلي بردبارتر از گذشته شدم!صبرم زياد شده شايد چون ديگه بزرگ شدم و واسه خودم خانمی شدم!در راستای تغييرات روحی عمده يا شايدم افسردگی موقتم شديدا از مامان يه دخمل خوشگل شدن منزجر شدم،نميدونم چرا؟هيچ ميلی به داشتن بچه ندارم و دلايل منطقی هم واسه حرفم دارم!ولی کماکان تو روياهام مامان يه دختر کوچولوی مو فرفری با چشمای عسليم....!


سلام ای کهنه عشق من
که یاد تو چه پابرجاست
سلام بر روی ماه تو
عزيز دل سلام از ماست
با شنيدن آهنگ اين شعر نميدونم چرا دلم هری ميريزه پائين!مخصوصا با اون قسمت اول آهنگه...! 

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386   
 

نفرین بر تو ای زمانه!
هنگامی که خواستم به زندگی لبخند بزنم٬گریه کردی و در گوشم زمزمه کردی که راز محبت دوست داشتن است و حال که او را دوست میدارم٬می گویند رهایش کن و این از توان من دور است!
نمی دونم این متن از کیه؟ ولی اینو از تو سررسید سال 77 پیدا کردم!سر رسیدی که بیشتر برگه هاش سال بعدش میون اشک و لبخندم سوزونده شد!

نمیدونم اون دوست عزیزی که اون شب تو سوزوندن این سررسید و سررسید 76 همپای من اشک ریخت اون شبو یادشه؟! فکر کنم وقتشه آدرس اینجا رو به یکی که تو دنیای واقعی منو میشناسه بدم٬کسی که مثل یه خواهر مهربونه!کسی که با خوندن شعرهام همپام اشک ریخته٬کسی که باهاش تو کوچه پس کوچه های این شهر خاطره دارم!...


هوا خوبه!حالم خوبه!حسم خوبه!یه مسافرت کوچولو تو عید رفتم٬مونده کیش و عروسی!(رجوع شود به پست چرت و پرت عیدانه!!) 
وای دریا وای دریا!حتی طوفانی و گلی و سردشم قشنگه!من عاشق اینم که چند ساعت بشینم و رفت و برگشت موجا رو دقیق تماشا کنم!
همیشه هم موقعی که از کنار دریا برمیگردیم انگار دارم از فامیلم جدا میشم؟؟؟!


تو تمام اون شهر قشنگ ساحلی که من عاشقشم٬چشمام دو دو میزد تا یه دوست خوب اینترنتی رو ببینه!خودش میدونه کیو میگم! 

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386   
 

زمونه عجیبیه یا من انتظارم بالاست؟هیچکس به فکرم نیست هیچکس!!همه اول خودشونو در نظر میگیرند!حالا میخواد تو این راه تو رو له کنند یا ازت تعریف کنند. همه چیز بستگی به این داره که چی به نفعشونه! 
فقط این من احمقم که تو تمام زندگیم دائم واسه دیگرون دلسوزی میکنم و همش اشکم دم مشکمه! کی به کیه؟!منم میخوام خودخواه بشم! ولی بلد نیستم!!!!!

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در یکشنبه پنجم فروردین 1386   
 چرت و پرت عیدانه

بابا این چه عیدیه؟چرا هوا اینقدر سرده!باز ما مانتو چیشتان پیشتان خریدیم این هوا زد تو حالمون!!خلاصه عید دیدنی با پالتو و چکمه و دستکش نرفته بودیم که رفتیم!
اصلا عید امسال مثل عید نیست ولی خیلی خوبه!داره یه کوچولو خوش میگذره و خوش خوشانم میشه!
من عروسی میخوام بایه مسافرت تو عید و یه سفر کیش اونم فقط تو خرداد یا تیر!دلم اون مه و بخار آب و گرمای لعنتی رو میخواد!!وای وای من چقدر عاشق دریام!دریااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

|+| نوشته شده توسط نازنین بانو در پنجشنبه دوم فروردین 1386